در پاسخ به سئوالات و اظهار نظر بسیاری از خوانندگان محترم در خصوص موضوع انرژی هسته ای و نقش امنیتی این تکنولوژی حساس، بر آن شدم تا در این مقاله کمی بیشتر اوضاع و احوال موجود را شرح دهم. نگرانیهای جامعه جهانی گرچه از طرف مقامات مسئول و رهبر معظم، تماماً توطئه تعریف می شود اما بررسی موضوع امنیت هسته ای مقوله ای نیست که در لابه لای شعارهای سیاسی به فراموشی سپرده شود. بدون شک دستیابی و بهره مندی مردم از این تکنولوژی آرزوی هر ایرانی وطن پرست است اما هرگز بدون رسیدن به سطح قابل قبول امنیت، نمی توان شبی را آسوده به صبح رسانید.
همانطور که در مقالهء "انرژی هسته ای و حوادث پیش رو" مختصراً اشاره کردم، امنیت و اداره سلامت این انرژی، خود به مهمی داشتن تکنولوژی می باشد. امروز حوادث طبیعی از قبیل زلزله و یا اشتباهات فردی در کنار خطر خرابکاری های تروریستی به واقع بزرگترین موانع پیش روی صاحبان صنعت هسته ای می باشد. زلزلهء چند ماه پیش ژاپن و آسیب دیدگی یک سایت اتمی در کنار زلزلهء چند روز پیش چین نمونه های بسیار واضح این نگرانی هاست.
نقشهء استقرار نیروگاهها و سایتهای عملیاتی اتمی کشور ایران به گونه ای است که تقریباً تمام خاک کشور را پوشانده است. به غیر از شمال خراسان و جنوب شرقی کشور، باقی خاک ایران در شعاع آسیب سایتهای اتمی قرار دارد. در شمال غربی کشور سایت بناب و تبریز قرار دارد و در قسمت میانی سواحل خزر، در شهر چالوس سایت دیگری مستقر است. کمتر از چند صد کیلومتر آن طرف تر در نکا سایت دیگری بنا شده است. تهران و کرج نیز دارای سه سایت مجزا می باشند. در این میان، اراک و نطنز و ساقند در کنار اصفهان و یزد پنج مرکز اصلی و حساس اتمی کشور می باشند. این روند در منتهی الیه مرز شرقی کشور، در طبس به سایت دیگری ختم می شود.
سایتهای دارخوین، بوشهر و شیراز هم مجموع سایتهای جنوبی کشور هستند که تماماً در مرکز و غرب کشور می باشند. حال با این نقشه می توان دریافت که بیش از هشتاد درصد از خاک کشور در شعاع نشت گازها و پرتو های اتمی قرار دارد. البته بسیاری از این سایتها در حال ساختمان می باشند و هنوز به مرحله بهره برداری نرسیده اند اما چهار مرکز اصلی اصفهان، نطنز،اراک و بوشهر تا همین مرحله از پیشرفت هم، به عنوان عوامل خطر حیات انسان و طبیعت محسوب می شوند.
آنچه امروز مورد بحث و اختلاف است، توان علمی و عملی کشوری است که تمام تکنولوژی هسته ای کشور را در دست دارد. روسیه به عنوان جدی ترین دشمن دیرین ایران تنها کشوری است که در طی سالیان سال برای دست یابی به آبهای گرم و آزاد جهان از هیچ حیله و نیرنگ و جنایتی فرو گذار نبوده است.
ساختار فاسد و غیر اخلاقی مدیریت سیاسی و علمی این کشور حتی برای مردم روسیه هم سود آور و قابل اطمینان نیست. حال دخالت و پشتیبانی این کشور در روند شکل گیری مهمترین استراتژی علمی، اقتصادی و امنیتی کشور چگونه می تواند توجیه داشته باشد؟
از آن جایی که حساسیت تحقیق و تفحص در این حوزه بسیار بالاست و هیچ سازمان علمی غیر وابسته و مستقلی حق اظهار نظر در این زمینه، ندارد چگونه می توان از صحت و دقت پیمانکارهای مرتبط با این صنعت مطلع شد؟ همانطور که می دانید در تمام کشورهای جهان طرفداران محیط زیست در امور اتمی کشورهای خود فعالیت و نظارت بسیار جدی دارند.
رفت وآمد محموله های هسته ای، ماشین آلات و زباله ها، همگی با مخالفت و پیگیری قانونی روبروست اما در ایران هیچ گروه و یا سازمان حمایتی وابسته به محیط زیست، حتی امکان بازدید از روند پیشرفت تکنولوژی اتمی را هم ندارد چه رسد به اعتراض و یا قدرت قانونی برای بیان آخر و عاقبت این زاد و ولد های شیمیایی. آنچه به عنوان محافظت از سایتهای اتمی ایران مطرح می شود همگی مربوط به تهدیدات نظامی و جاسوسی است اما دغدغه ذهنی این مقال بیشتر امنیت و سلامت است. امنیت سلامت راه اندازی و کارکردی تکنولوژیستی که با کیفیت و استانداردهای روسی بسیار سئوال برانگیز و نگران کننده است و دور از دسترس.
سازمان صلح سبز به عنوان بزرگترین مدافع حیات در جهان در خصوص خطرات موجود در ساختار اتمی ایران تحقیقاتی به عمل آورده که همگی در سایت اینترنتی آن موسسه موجود می باشد. این مطالعات مدعی است که در اصفهان هر چهار راکتور تحقیقاتی امواج رادیولوژیکال ساطع می کنند که این موضوع خود خطری است بسیار جدی. اما بدتر از آن منبع 250 تنی ( یو اف 6 ) است که در نزدیکی این سایت ذخیره شده است. هرگونه اتفاق و یا حادثهء فنی می تواند موجب گسترش گاز یورانیوم در منطقه شود و این به معنی یک فاجعه برای انسان و گونه های حیوانی و گیاهی می باشد. به طور مشخص تر، می توان گفت، از کار افتادگی کلیه ها، سرطان و اختلالات ژنی در انسان، از جمله پسامدهای این امواج است که تا مدتهای طولانی نیز باقی خواهند ماند.
سایت نطنز هم به دلیل شبهات فعالیتهایش با اصفهان دچار همین خطر می باشد. اما در اراک خطر بارها بیشتر افزایش می یابد. اضافه بر خطر اشعه رادیولوژی باید به خطر شیمیایی تزریق سوخت به راکتور نیز اشاره کرد. و این در شرایطی است که کوچکترین اشکال فنی حادث شود. به طور مشخص مردم روستای خنداب با 6000 نفر سکنه در کمتر از چند دقیقه آلوده خواهند شد و شهر اراک با 500،000 نفر سکنه و تنها با پنجاه کیلومتر فاصله در سایه خطر بسیار جدی می باشند.
همانطور که در مقالهء قبلی به فاجعه چرنوبل اشاره کردم و خسارت حاصل از این اتفاق را شرح دادم باید اینجا اشاره کنم به فاصله 50 کیلومتری سایت چرنوبیل با شهر که درست برابر است با فاصله شهرستان اراک با سایت اتمی. این نوع اشتباهات گرچه در سالهای دهه چهل میلادی ممکن می بود، اما در این مقطع از زمان و بعد از چنین تجربیاتی دیگر هرگز قابل قبول نیست و جای دفاع ندارد. امروز بعد از گذشت بیش از دو دهه از آن فاجعه هنوز صدهها کیلومتر در اطراف چرنوبیل خالی از سکنه است. آیا تعمدی درتکراراین اشتباهات در کار است؟ و یا از سر بی توجهی و ندانم کاری، سایتهای اتمی ما همگی در نزدیکی شهرهای بزرگ ساخته شده است؟
اما بوشهر واقعاً موضوعی است متفاوت. خطرات این سایت که با طراحی متخصصین آلمانی شروع شد و در دوران جنگ، به تکرار مورد بمب باران هوایی عراق قرار گرفت و حالا می رود تا با تکنولوژی روسی به پایان راه نزدیک شود. این نیروگاه، یکی از پر ریسک ترین سایتهای اتمی جهان نام گرفته است. اصلی ترین خطر، ساختار پوسیده بنای تونلهای ورودی و خروجی آب است و نوع و کیفیت مسالح ساختمانی که با پیمانکاران بی نام و نشان و بسیار متنوع ساخته شده است. همانطور که می دانیم به دلیل جنگ و خطرات حاصل از آن، تمام پیمانکارهای خارجی کار پروژه را نیمه کاره رها می کردند و عملاً ادامه کار برای پیمانکار جدید بسیار دشوار، غیر عادی و نامشخص می بود. بسیاری از این پیمانکارها هرگز از رتبه های بالا در استاندارد جهانی برخوردار نبودند و هیچ گاه ساخت و تکمیل سایت اتمی دیگری را نیز، در کارنامه کاری خود نداشتند.
شروع کار نیروگاه بوشهر بارها به خاطر مشکلات ساختمان و ساختار پوسیده و آسیپ پذیر کانالهای انتقال آب به تاخیر افتاده است. در واقع خطری بزرگ، حتی بزرگتر از چرنوبل با شروع کار این سایت پا به عرصه وجود می گذارد. حجم بالای نیروی حاصل شده در راکتور و ساختمانی فرسوده و پر از مشکل... خدا به ما رحم کند. اما این همهء داستان نیست و ما با کمی مطالعه فنی به این نتیجه می رسیم که نوع راکتور انتخاب شده برای بوشهر، دچار مشکلاتی است در تولید بخار. این نوع راکتور در مواقعی که دچار مشکل می شود به شدت نیازمند نیروی عظیم الکتریکی می باشد. این نیرو به طور حتم باید از یک منبع ذخیره شده در نزدیکی نیروگاه تامین شود.
سایت در مواقع اظطراری از قبیل زلزله، سیل و یا هرگونه اشکال فنی نیازمند ولتاژ بالایی از انرژی برق است تا راکتور و بخار مورد نیاز آن را فراهم آورد. این تاسسیات باید در نهایت دقت و مقاومت ساخته شده باشد که متاسفانه به نظر اهالی فن، چنین نمی آید. نوع راکتور انتخاب شده برای بوشهر بشدت نیازمند تاسسیات خنک کننده آبی است و هرگونه تعلل در این امر موجب بالا رفتن حرارت راکتور می شود. نشت مواد سمی و گازهای حاصل از حرارت بالای راکتور که همگی در مواقع اظطراری در کمتر از "لحظه ای" اتفاق می افتد و این به معنای نابودی مطلق آبزیان منطقه خواهد بود.
طبق گزارشات مکرر بازدید کنندگان سازمان انرژی اتمی و کارشناسان امنیت هسته ای، تمام موارد فوق مفصلاً و با اشاره به نکات فنی، مورد سئوال و تذکر قرار گرفته است. اما تا به امروز هنوز جواب قانع کننده ای از طرف مقامات سازمان انرژی اتمی داده نشده است. شاید دلیلی برای این پنهان کاری وجو دارد، دلیلی که باید از نگاه مردم و متخصصین بدور ماند اما تا کی می توان چنین موضوعاتی را نادیده گرفت؟
آقای نجم الدین مشکاتی متخصص امنیت هسته ای می گوید: مخفی کاری بزرگترین دشمن امنیت در یک پروژه هسته ای است. و این در ست در شرایطی است که محمد البرادعی در سخنانش اشاره می کند به درسی که از فاجعه چرنوبل می توان گرفت. او می گوید باید دید تا چه اندازه جامعه جهانی در شکل گیری امنیتی چرنوبیل سهیم بوده است؟ این حرف به معنای این است که روسها، آن روزهایی که در ساخت چرنوبیل به مخفی کاری مشغول بودند هرگز امکان ارزیابی بهتر و سنجیده تری را برای متخصصان فراهم نیاوردند و نهایتاً با اشکال، این پروژه را به سرانجام رساندند.
بهمن سال هشتاد شش به دستور سازمان تحت مدیریت البرادعی 22 مورد ،از 55 مورد همکاری فنی با ایران متوقف می شود که مهم ترین موضوع مطرح در آن موضوعات امنیتی راکتور بوده است. بنابراین این نوع تصمیمات موجب می شود تا مسئولین برای ادامه کار راهی بازار سیاه شوند و اجناس و قطعات حیاتی این پروژه ها را به قیمت گزاف و بدون هیچگونه ضمانت اجرایی و کیفی خریداری کنند.
اما آنچه بیشتر موجب تعجب خواهد شد آن است که بدانیم تصادفات هسته ای در ایران اتفاق افتاده است و هرگز مردم از این موضوع مطلع نشده اند. دو حادثهء خطرناک هسته ای در راکتور کوچک پنج مگا واتی تحقیقاتی تهران نتیجهء همان صحبتهایی است که مطلعین امنیت هسته ای در خصوص پنهان کاری گفته اند. سال 2001 حداقل دو میله های استیل دچار صانحه می شود و راکتور از کار میاستد که خوشبختانه این موضوع، هیچ گونه نشت رادیواکتیو در پی نداشت. در سال 2003 دوباره این حادثه اتفاق افتاد که موجب شد مسئولین سازمان اتمی ایران از متخصیصن سازمان بین المللی انرژی هسته ای تقاضای کمک کنند.
سازمان بین المللی انرژی اتمی توصیه کرد تا میله های استیل همگی تعویض شود و امکانات بیشتری برای راکتور خریداری شود. این راکتور در سال 1967 از طرف آمریکا ساخته و تحویل ایران شده بود و از آنجایی که شرکت سازنده هیچگاه پاسخ مثبتی به درخواست ایران نداد آقایان دوباره مجبور به تهیه احتیاجات از بازار سیاه شدند و همین روند ادامه پیدا کرد تا اینکه در سال 2007 حادثه ای دیگر در راکتور اصفهان اتفاق افتاد و منجر به مرگ یک نفر از متخصصان شد. این متخصص ایرانی بر اثر گاز نشت شده از راکتور جان خویش از دست داد.
این ها همه تصادفاتی است که در این راه پیش می آید و متخصصان ما هم بدون شک از این پیشامدها آگاه هستند اما نحوهء برخورد و رسیدگی به این موضوعات می تواند نتایجی فاجعه بارپیش روی مردم بگذارد. گزارش اخیر دولت آلمان در خصوص بیماری لوکیمیا اطفال ایرانی که در نزدیکی سایتهای هسته ای زندگی می کنند بسیار تکان دهنده است در این گزارش قید شده است که درصد رشد و گسترش این بیماری چند برابر بیشتر از حد متعارف و معمول در نقاط عادی کشور می باشد. این گزارش فقط نمونه ای است از فجایع پیش رو که نمی توان از آن به سادگی عبور کرد.
در این میان، نگرانیهای آلودگی آب آشامیدنی در کشور بالا می گیرد و مسئولین محلی بدون اطلاع از دلایل اصلی آن مشکل با گزارشاتی متفاوت درصدد آگاه سازی مسئولین بر می آیند. این وقایع از نظر بعضی از خوانندگان باور کردنی نیست و بعضاً به تهمت و افترا و دشمنی تعبیر می شود اما بدون شک برای آن دسته ای که همه چیز را از عینک دشمنی و توطئه نمی بینند می تواند سودمند باشد. جای بسی تاسف،! که این مراکز اطلاع رسانی بیشتر خارجی است و مسئولین وزارت بهداشت و درمان با علم و آگاهی کامل از این فجایع به توصیه کدام مرام و مسلک می توانند چنین آسوده خاطرباشند و هیچ نگویند.
مسئولین نظام و تمام مطلعین امر بدون شک در مواجهه با حوادث پیش رو نمی توانند با بهانه هایی پوچ و نخ نما، کار را سامان دهند. بی خبری مردم از وقایعی اینچنین حیاتی هرگز طولانی نخواهد بود و سیاست سانسور خبری در کشور هیچ چیز جز ویرانی و بی اعتمادی به همراه نخواهد آورد. مقام رهبری با اشاعه فرهنگ توطئه، عملاً باب هرگونه اطلاع رسانی و بحث و گفتگو و یا انتقاد را بر روی موضوع هسته ای بسته اند و متصورند که این رویه ایران را به سر منزل مقصود می برد. حال آنکه دنیا با ابزار و وسایل ارتباطی، بسیار بیشتر از مردم ایران از اوضاع آگاه است.
اعتقادات مذهبی و خرافی مردی مثل احمدی نژاد در پناه سماجت رهبری، کار را به جایی می کشاند که گویی این مردم یا باید از آتش جنگ رنج ببرند و یا از حوادث فاجعه بار پیش رو. از این رو از کسانی که این مقاله را می خوانند و خود را ایرانی مسئول و دلسوز می دانند تقاضا می کنم تا در صورت توان هر چه بیشتر تلاش کنند و دیگر هم وطنان را آگاه سازند. به امید روزهای درخشان و پیروزی ملت ایران و سلطهء خرد و اندیشهء جمعی. بیاید روزی که راستی و نیک سرشتی بگیرد جای دروغ و تظاهر را.
احمد طباطبایی، اول خرداد ماه هشتاد و هفت
+ نوشته شده توسط سه دوست در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت
22:8 |